|
هر گز لبخند را ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون هر کس امکان داره عاشق لبخند تو بشه |
در اين ديار غربت كسي تنهائيم را احساس نكرد. شكستم اما كسي صداي شكستنم را نشنيد. اعتماد به خدا نردبان هر جاي بلندي است . وقتي با دوستانيم خود را خط بزنيم. وقتي با خدائيم همه را . 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 20:17 توسط مریم |
در اتش بازی سرزمین چشمانت
به خواب رفتم
وچون ادم برفی قطره قطره اب شدم
چگونه غزل ماندن بخوام
وقتی غم رفتنت
قصیده ی زندگیم را دو بیتی کرد.....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 14:57 توسط مریم |
فقط يك بهانه كافيست تا من وتو بدانيم عشقي كه از چشمها تراوش كند هرگز به دلها نخواهد نشست كاش لبهاي تو حرفهايشان را مي زدند تا من هميشه در نگاه تو بدنبال واژه گمشده ام نمي گشتم....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 14:11 توسط مریم |
سخت ترین دیدار.... دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی
یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و
تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و
حس کنی هنوزم دوستش داری .......بخوای همه تنهایی
رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی
اما حتی نتونی ........ به چشماش نگاه
کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری
اما ببینی چشماش داد می زنه که
دلش ماله یکی دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:6 توسط مریم |
کجای این جنگل شهر پنهون میشی خورشیدکم
پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم
چرا به من شک میکنی من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سر شارم از هوای تو
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقمو
پشت کدوم بهانه هات پنهون کنم هق هقمو
گریه نمیکنم نرو آه نمیکشم بشین
حرف نمیزنم بمون بغض نمیکنم ببین
(تقدیم به عشق قشنگم ...)

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 10:3 توسط مریم |
وقتی میایی صدای پات از همه جاده ها می آد انگار نه از یه شهر دور که از همه دنیا می اد تا وقتی که در وا می شه لحظه دیدن می رسه هرچی که جاده ست رو زمین به سینه من می رسه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم تگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام میرسم به هر چی می خوام میرسم وقتی تو نیستی قلبمو واسه کی تکرار بکنم گلهای خواب الوده رو واسه کی بیدار بکنم دست کبوترای عشق واسه کی دونه بپاشه مگه تن من می تونه بدون تو زنده باشه ای که تویی همه کسم بی تو می گیره نفسم تگه تو رو داشته باشم به هر چی می خوام میرسم به هر چی می خوام میرسم 
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 18:56 توسط مریم |
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 13:7 توسط مریم |
وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............کاش کوچيک ميمونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه ........
+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 13:27 توسط مریم |
اولين كسي كه عاشقش ميشي دلتو ميشكونه و ميره . دومين كسي رو كه مياي
دوست داشته باشي و از تجربه قبلي استفاده كني دلتو بدتر ميشكنه و ميزاره
ميره . بعدش ديگه هيچ چيز واست مهم نيست و از اين به بعد ميشي اون آدمي كه
هيچ وقت نبودي . ديگه دوست دارم واست رنگي نداره .. و اگه يه آدم خوب باهات
دوست بشه تو دلشو ميشكوني كه انتقام خودتو ازش بگيري و اون ميره با يكي
ديگه ...... اينطوريه كه دل همه آدما ميشکنه .......

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 16:31 توسط مریم |
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است فکر کن گریه چه زیباست بخند صبح فردا به شب نیست که نیست تازه انگار که فرداست بخند راستی آنچه که یادت دادیم پر زدن نیست که درجاست بخند آدمک نغمه ی آغاز نخوان به خدا آخر دنیاست بخند .......... 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 5:55 توسط مریم |