تبليغاتX
تو را از بین صدها گل جدا کردم

تو را از بین صدها گل جدا کردم

هر گز لبخند را ترک نکن حتی وقتی که ناراحتی چون هر کس امکان داره عاشق لبخند تو بشه

من برای سالها بعد مینویسم........

سالها بعد که چشمان تو عاشق می شوند.....

افسوس که قصه ی مادر بزرگ درست بود.......

همیشه یکی بود یکی نبود........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 23:50 توسط مریم |


قرار نبود برای شکستن دل هم قدم برداریم!

قرار نبود چشمهایمان از ابری بودن حرفهای دیگری خیس شود!

قرار نبود بهار دلمان در سردی دستانمان بپوسد و به خزان تبدیل شود!

قرارمان این بود که........بی قرار  بی قرار هم باشیم و بس......!!!!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 22:4 توسط مریم |